خطايى ، على اكبر

108

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

اقرار مىنمايند و مىگذرند و هيچ يك را زهرهء انكار نباشد . نقل كفر كفر نيست ، از براى آنكه جهلاى خطاى از بسيارى حرمت ، پادشاه خود را به خدائى مىپرستند و پادشاه به آن راضى نيست « 1 » ، و كفرهء خطاى مىگويند - دور از [ روى ] حاضران - خداى سه صد « 2 » است و مىگويند [ از آن جمله ] يكى خاقان چين است و آفرينندهء آن سه صد « 3 » خداى يكى است كه اللّه است و كفر كفرهء خطاى درين رنگ است . و از آن سبب خونيان « 4 » زهرهء دروغ گفتن و انكار ندارند ، و اگرچه خاقان چين آن‌چنان اعتقاد ايشان معلوم است كه راضى نيست از براى آنكه خود را خدا - پرست مىداند و از بعضى افعال او معلوم است و مذكور شد . و ديگر آن خونيان را از آن سبب زهرهء انكار نباشد زيرا ماهى يك بار در هر ديوانخانه‌اى بر كردار خود اقرار داده‌اند تا سه سال ، و خطهاى ايشان جملگى به خاقان رسيده و خاقان چين جملهء گناهكاران را كه در زندان‌اند نام به نام مىداند و اكثر را از راه خط مىشناسد ، خاصه مرخونيان را كه سالى يك بار از پيش خاقان مىگذرانند و به كردار خود اقرار مىدهند و خاقان چين به قلم سرخ علامت خود نشان مىكند تا سه سال . و هر آن جمله را كه سه سال ايشان رسيد حكم بر قتل ايشان بكند . آن روز قتل ، [ چندين هزار ] خونى را علمهاى سرخ بر سر ايشان نشانده خيل خيل و گروه گروه از سراى خاقان بيرون آورند و به قتلگاه ببرند و محل قتل ايشان در سالى يك بار بود . و در تمام خطاى از تقويم محل قتل مىدانند و چندين هزار سال است كه قتل به‌روز مىكرده‌اند . و قريب تاريخ نهصد و دو ( 902 ) بود كه قحطى عظيم در يك قسم از دوازده قسم ملك خطاى واقع شد كه آن قسم را قلمرو شنگسى گويند . خلق بيحد تلف شد . عاقبت به حكمت علاج كردند .

--> ( 1 ) - س‌ها : « و پادشاه به آن راضى نيست » ندارد ( 2 ) - س‌ها : سيصد ( 3 ) - س‌ها : ندارد ( 4 ) - س‌ها : ندارد